تعزیه حضرت مسلم ابن عقیل (ع)  (امام حسین) بارالها من حسینم جد من پیغمبر است  مادرم زهرا و باب تاجدارم حیدر است   بد نکردم بر کسی من غیر نیکویی چرا   از برای حنجرم در دست هرکس خنجر است (قاصد) قاصدم از کوفه ای یاران به صد افغان و شین   نامه آوردم ز نزد کوفیان بهر حسین   ای مسلمانان سرای آل پیغمبر کجاست   منزل مسند نشین شاه با افسر کجاست ___ السلام ای زاده زهرا و حیدر السلام   السلام ای نازنین سبط پیمبر السلام   نامه آوردم ز نزد کوفیان اندر برت   تا ببوسم از راه مهر و وفا خاک درت  (امام حسین ) علیک ای خسته دل عبدالله زار   قدم نه پیشتر ای مرد دیندار   بیان کن نامه از بهر که داری   که دل از نامش یابد قراری (قاصد)  آقا تو هستی آگه از سر نهانی  عریضه دارم از مختار و هانی ( امام حسین ) بشد زین نامه ها دیده روشن   که در او هست مهر شیعه من   حبیب ابن مظاهر ای حبیبم   به درد جان نثاریها طبیبم (قاصد ) آقا جانم یا اباعبدالله   ز کوفیان به جنابت کتابتی دارم   از آن گروه برت عرض حاجتی دارم   که اهل کوفه بدان ای امام عالمیان   بوند منتظر مقدمت امام زمان (امام حسین ) کجایی مسلم ای آرام جانم  بیااندر برم روح روانم  ای مسلم ستم زده  ای زاده عقیل   بخرام سویم ای ره اسلام را دلیل   ای آهوی حرم ز برم دور می شوی   باز آ حضور میر حرم در دم رحیل ( مسلم) ای زیب عرش و فرش ایا سید جلیل   مولا جانم  ای خاک پات زیور اکلیل جبرییل  حسین جانم  ای بهر راه گمشدگان اهدنا الصراط   فرمان بده به چاکر خود مسلم ابن عقیل (امام ) ای ابن عم نامی من  چون تو بعد من هم افصح الکلامی و هم اصبح الجمیل از سوی من تو رو به نیابت به سوی کوفه آر   در بیعت ار شوند کوفیان به تو دخیل  بنویس بهر من که شوم عازم عراق   با عترتی که خادمیش کرده جبرییل ( مسلم ) افسوس از غریبی ات  ای سید جلیل   نزدیک شد که فاطمه معجر کشد به نیل  شد عید شامیان و عزای حجازیان  آل امیه خوشدل و آل علی غمین   ما با بنی امیه نداریم جز سر نزاع   گر مرد و زن شویم ز تیغ جفا قتیل (امام) نبود در این مقام نه جای سخن دگر   رو از پی وداع و بنه روی در سفر  (مسلم) شکر خدا که لطف حسین شد مرا دلیل   جستم کثیر منصب از این خدمت قلیل   تا مژده ورود شهیدان برم به خلد   شد قاصد ریاض جنان مسلم ابن عقیل   بده اجازه به این چاکرت به قربانت   کنم هدایت کوفی بر امر و فرمانت ___ ایا حریم سراپرده حال خداحافظ   یکان یکان همه طفلها خداحافظ   سازید حلالم اینکه روانم به سوی سفر   فرموده حسین علی شاه بحر و بر (دوطفلان) بابای مهربان چه رسیده ترا به سر   ز حال خود به غمزدگانت بده خبر  داری سرسفر مگر ای باب نازنین  بهر جه در سلاح مكمل شدی چنین  (مسلم) بابا از جانب حسین علی شاه انس و جان   عازم شدم به کوفه ایا هر دو کودکان   عزیز دل بابا  گر آمدم و گرنه شما را به کردگار   حق یاوری کند به شما اندر این مدار (دوطفلان) بابا نمی کنیم ز کف دامنت رها  (مسلم) بابا زین اختیار مرا هیچ اختیار   باید شدن به نزد حسین شاه تاجدار   من میکنم دعا و شما هم دعا کنید   شاید دل حسین علی را رضا کنید   یا رب به حق قرب حسن ای خدای من   مشکن ز راه لطف دل بچه های من ____ ای آنکه بر در تو مطاعان همه مطیع   بر عرض کودکان ز مطالب منم شفیع   دارند عزم آنکه سفر با پدر کنند   با شخص مرگ دست اجل در بغل کنند (امام) ای خدا اول مصیبت ماست   قتل مسلم چرا به کوفه رواست   همره ببر هر آنچه ترا زاد و وارثند   چرا   مقتول این دو طفل ز شمشیر حارثند (مسلم) شکر خدا که به حسین ما شدیم غلام   شد نعمت عطای الهی به ما تمام   ای دو غلام زاده و دو خادم حسین   گردید یک دو دفعه به دور سر حسین (دوطفلان) ما را چه قابل آنکه فدای سرت گردیم   باید که جان نثار علی اکبرت شویم (مسلم) حسین جان  سرم فدای سرت یا حسین خدا نگهدارت   خدا وجود شما را از بلا نگه دارد ____ برو که حضرت پروردگار یارت باد   در این سفر گل مقصود در کنارت باد __