(مصرع مسلم و دختر عمو) دختر عم بیا اندر برم ای یار دیرین   پسر عمو جان چه فرمایش بود ای جان شیرین    بیا جانا به تو دارم وصیت   پسر عمو جان  چه باشد آن وصین وا مصیبت   دختر عم بدان من عازمم بر شهر کوفه    درخت کوفیان نارد شکوفه   دختر عم اگر آمد خبر از مردن من   چه سازم ای به قربانت سر من   به قبرم گل بکار و گریه سر کن   تو ای آقا بیا ترک سفر کن   دختر عم بچه های من عازم سفرند به طفلانم نما تو مهربانی      به طفلانت نمایم جان فشانی   بزن شانه به موی هر دو تاشان   زنم شانه به گیسوی سرشان   بچه های من در کوفه همبازی ندارند  کفن پوشان به جسم کودکانم   کفن پوشم به دو آرام جانم _____ عزیزان مادر یکجا نشینید ای هر دو طفلان   مادر فداتان با چشم گریان ______ شانه زنم من موی سرتان   دانم به کوفه گردید ویلان ___ عزیزان مادر پوشم کفن من قد رساتان   دانم به کوفه گردید ویلان ____ پسر عمو نگر بر حال زارم   دو طفلانم به دستت می سپارم ____ دختر عم اگر بار گران بودیم و رفتیم   اگر نا مهربان بودیم و رفتیم ____ پسر عمو جان  شما بار سفر بستید و رفتید   مرا خون در جگر کردید و رفتید  ____ دختر عم  اگر شبهای جمعه می توانی   برامان سوره قرآن بخوانی ___  پسر عمو سر راتان نشینم با نوایی   نمی دانم بیایی یا نیایی ___  زنید آب به چشمان در سرای مرا بیاورید شما خنگ بادپای مرا   بریده باد زبانی که نگوید این کلمات   به میم اول نام محمدی صلوات  ___ عازم ملک عراقیم ای محبان الوداع   بسته در دام فراقیم ای عزیزان الوداع   که خدا گفته در همه آیات   به گل رخسار محمدی صلوات ___ (صیاد) خدایا چند روز است در بیابان   همی گردم به گرد دشت و هامان   نمی افتد به چنگ من شکاری   خدای من مکن نومید هر امیدواری ___ شکر خدا که خدنگ شکاریم شکار کرد   وحشی غزال را به کمندم دچار کرد   صیدی که روز و شب به قفاش دویده ام   ذبحش کنم مشقت بسیار کشیده ام  صیاد الا صیاد و ای صیاد و صیاد   چرا داری جوان فریاد فریاد   سر ره خون مریز ای مرد دیگر   مگر باشی مسافر ای نکو فر   آری بلی باشیم مسافرای جوانمرد   ندارد میمنت البته برگرد ____ بانگ چمن از شور هزارش پیداست   گل چیدنم از آن ز حمت خارش پیداست   این نخل ندامت است بارش آرید   سالی که نکوست از بهرش پیداست ___ آه صیاد روزگار دغل   بالیقینم که درکشد به بغل   این سفر خوش شگون نخواهد بود   حاصلش غیر خون نخواهد بود   بهتر آن است که ترک راه کنم  عرض بر شاه کم سپاه کنم ___ پسر عم نامی من مسلم زار   از چه داری دو دیدگان خونبار   باز بر گشتی از سفر تو چرا   شرح احوال را بیان فرما  ___  مسلمت ای جناب قربانت   عرض دارم یا سیدی به خاک دربانت   یک دو سه فرسخ چو راه پیمودم   در بیابان چو دیده بگشودم   دیدم آن دشت به دست صیادی  جان صیدی به دام افتادی   چون ز صیدی به راه ریزند خون   بر مسافر نیامده است شگون ___ مسلم ای شیر بیشه هیجا  زین سفر خوف کرده ای گویا   گر تو ترسیده ای مرو به سفر   تا فرستیم نایب دیگر ___ حسین جانم آقا جانم مولا جان   جان چه باشد که در ره جانان  ننمایم ز شوق دل قربان  آمدم با شما وداع کنم بلکه زین مایه اکتفا برم __ _ بیا که روی تو من ببوسم ای مسلم   تو می روی و من انر فسوسم ای مسلم   ولی چو پیش ز من رسی در لقای پیغمبر   ببوس در عوضم دست و پای آن سرور ___ ز خدمت تو جدا می شوم در افسوسم   بده اجازه که روی مبارکت بوسم ___ مسافر می رود از خانه بیرون   کلام حق سرش گیرند و قانون  کلام من سنان کوفیان است   دلم از کوفه رفتن در فغان است ___ پسر عم غریبم مسلم زار  برو بادت خدا یار و نگهدار  برو بلبل خزان کردی گلستان   نرویدبی تو دیگر گل به بستان ___ اگر بار گران بودیم و رفتیم   اگر نامهربان بودیم و رفتیم ___ به غربت می روی شیرین زبان باش  به غربت می روی تو مهربان باش  که غربت خاک دامنگیر دارد  که غربت آه با تأثیر دارد ___ ز دور کوفه نمایان شده است در نظرم  به حیرتم که چه شوری فتاده در جگرم   خطاب من به تو قاصد از ره احسان  خبر ز آمدن من به کوفیان تو برسان   بگو به امر شما نایب از حسین آمد   به رتبه نایب و عم زاده حسین آمد ___ (قاصد) به چشم آنچه فرمایی مطیع فرمانم   که من یکی از غلامان ابد دربانم __  خبر شوید شما کوفیان از صغار و کبار  که آمده است پسر عم احمد مختار  شما به بیعت آن برگزیده بشتابید که تا سعادت و فیض از دو کون دریابید ___ (هانی) به مژدگانی تو نقد جان روا باشد   کجا تمرد امرش به ما روا باشد   موالیان بلد کوفه را کنید آذین   شوید مشرف پایبوس مسلم ابن عقیل ____ سلام من به تو ای نایب امام حسین   خوش آمدی آقای من   ز یمن قدوم شما یافت کوفه زیور و زین   رواق منظر من آشیانه توست   کرم نما و فرود آی که خانه خانه توست ___ محب خاص حسین هانی نکو فرجام   خوش آمدی به برم مرحبا علیک سلام   هانی خبر بده تو به کوفی از ره رحمت   به بیعت پسر فاطمه کشند زحمت ___ خبر شوی کوفیان صغار و کبار   که آمده است پسر عم سید ابرار   شما به بیعت آن برگزیده بشتابید  که تا سعادت و فیض از دو کون دریابید ___ (مخالف) خوش آمدی تو ایا نایب از امام حسین   ز یمن قدوم شما یافت کوفه زیور و زین   خوش آمدی که خوش آمد مرا از آمدنت   هزار جان گرامی فدای هر قدمت   برو به مسجد و بیعت بگبر ای آقا   تمام تابع امر توایم ای مولا ___ همه به همرهم آیید ز طریق وفا   رویم به مسجد جامع تا کنم افشا ___