برو به منبر و برخوان تو خطبه ای ز وفا   که تا مستفیذ شوند خلق کوفه ای آقا ___ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم  بسم الله الرحمن الرحیم  الحمدالله الذی لمبلغ الکرامه  الحمدالله الذی لمرسل رساله  أخبرک یا اهل الکوفی رجالا و نساء  أخبرک یا اهل الکوفی صغیرا و کبیرا  ___ هانی أنا مسلم ابن عقیلم  أنا نایب امام وحیدم   بدانید ای کوفیان از وفا  محمد بود خاتم الانبیا  پس از جانشینش جناب علی   حسن بعد بابش بر عالم ولی   حسین است مولا ز بعد از حسن   امام است بر کل اهل ذمن   اما مردم کوفه کنون نایبم من ز نزد حسین   بود این رقم حکم آن نور عین   شاه مدینه دن سزه فرمان گتر میشم   اندن سره دعای فراوان گتر میشم  بی جا عبث گلند گلن بوش دگل الن   الدن کلید جنت و رضوان گتر میشم   منایه بیر اقول آپاراپ حضرت خلیل   من بو ولایته مردم ایکی قربان گتر میشم   حارث کسلر باش لر لن الدن دوتماقه   اما شهزاده اقلمی سزه قربان گتر میشم   بیعت من بیعت حسین  بیعت حسین بیعت حسن بیعت حسن  بیعت علی  بیعت علی بیعت نبی  بیعت نبی بیعت خدا  مردم نمایید بیعت به من از زوفا  نمایید از خود خدا را رضا ____ عمریست که دم به دم حسین می گویم   در حال نشاط و غم والله حسین می گویم   تا حال حسین گفتم و ان شاءلله مردم  تا آخر عمر حسین می گویم   گواه باش به روز قیامت ای برادر   که من هانب ابن عروه به بیعت اول نموده ام اقرار ___  گواه باش به نزد حسین ای سرور   نمودم به بیعت دوم کنون اقرار ____ من مست می ساغر خوش بوی حسینم   من بسته به تار گیسوی حسینم   گواه باش به روز قیامت ای دادار   که من به بیعت سوم نموده ام اقرار ___ مسلم از مطیعان من در این عالم سه هزارند نی زیاد و نه کم   همگی تا به تن رمق داریم   سر و جان را به پات بسپاریم ____ مرحبا اهل کوفی مرحبا   که کردید همه بیعت حسین ز وفا   خوشا به حال شما گر به من مدار کنید   بدا به حال شما گر ز من فرار کنید ____ بیا رویم به سوی خانه از طریق وفا   مباد آنکه گروه ظلم شوند آگاه ___ (ابن زیاد) منم ابن زیاد آتش فروز جان این امت   بلای جان مخلوق خدا شیطان این امت   یزیدم داده فرمانم که از دوران بر اندازم   سر و سامان این کیش و بن و بنیاد این امت   روم با صولتی همچون حسین ابن علی در شهر کوفه   که پندارند هستم من حسین جانان این امت ___ (دروازه بان) ببندم من در دارالعماره  به جز بستن ندارم راه چاره   نبگذارم حسین آن ماه انور  نشیند بر سر کرسی زر   اگر آید حسین بر سوی کوفه   درخت کوفیان نارد شکوفه ____ به غیر حیله در این کار چاره نبتوان کرد   ز مکر و حیله دشمن کناره نبتوان کرد   نقاب بر رخ خود افکنم به صد نیرنگ   که تا به کوفه مسخر شوم به حیله نه جنگ  گمان کنند خلایق حسین آمده نه ابن زیاد   روم به جانب کوفه هر آنچه بادا باد ____  ندانم دوستان با حال خسته   در دروازه را اینک که بسته  گشا دروازه بان در بر رخ من   که من هستم حسین بر وجه احسن ___ گر حسینی و عزیز دل فاطمه ای   نگشایم در و از حق نکنم واهمه ای ___ مرد دروازه بان پیش بیا ببین  نه حسین سرور عبادم من   نظر کن ببین والی کوفه بن زیادم من ___ از مهر سلامم به تو ای والی پر فن  کز یمن قدوم شما یافت کوفه زیور و زین   طبال بزن طبل بشارت ز ره کین  که والی به سر تخت نشسته به تمکین ___ برو غلام منادی نما تو در بازار   بگو به مردم کوفه تو از صغار و کبار  بگو به کوفیان این زمان به شیون و شین   رسیده است ایندم به کوفه خود امام حسین ___ که ای حکمت درخت پر شکوفه  منادی میکنم بر خلق کوفه ____ خبردار أیها الکوفی که در کوفه امیر آمد  امیر آمد دلیر آمد شجاع بی نظیر آمد  که سلطان ابن سلطان است  سلطانها غلام او   برای عدل و داد امروز با نای و نفیر آمد  ببرد سر بدرد دل  بر استقبال بر خیزید حسین ماه منیر آمد _  أعوذ بالله من الشیطان الرجیم  بسم الله الرحمن الرحیم  گروه کوفه بدانید از صغار و کبار  بلند بر همه کس این سخن کنم تکرار  منم بزرگ عراق و منم عبید زیاد