ای امیر از دست مسلم الامان     گو چه رخ داده که می سازی فغان    امیر ابن زیاد کشت از لشگر ما زیاده از هزار    نیست یک تن بیش اندر روزگار   نمدانی ابن زیاد  فوج فوج از چنگ او بگریختن   ای خاک بر سر زین همیت ریختن   چاره کن کز دست ما رفته است کار   بر سرش ریزید مثل مور و مار   بر سر مسلم ای گروه پلید   همه یکباره گی هجوم آرید   ____ شهنشاه دشت نجف یا علی  امیر دیار شرف یا علی   تنت گر بیفتد میان بلا   مترس از بلا و بلندتر بگو یا علی ____ مسلم چو الیاس گر قعر دریا شوی   سوی عرش گر چون مسیحا روی   نداری خلاص ز قوم پلید    مگر آنکه بیعت کنی با یزید  ___ لب ببند بیهوده ناور بر زبان   ای لعین کافر حق بی گمان سیاهی لشگر نیاید به کار   که یک مرد جنگی به از صد هزار  اگر خسته جانی بگو یا حسین   اگر ناتوانی بلندتر بگو یا حسین ___ لشگر الفرار الفرار ____ (محمد اشعث)صد داد بیداد ای امیر _ (عبید الله) از چه __ از چه , از آن میدان __ چه شد مگر __ نزدیک آن شد که به شهر آتش افکند __ که __مسلم _ مسلم __ بلی یکدم بدار گوش __ گوش من با توست محمد اشعث __ رفتیم به حکم شما أیها الامیر __ در کجا __ در پشت خانه ای که نشان داد آن پسر ___ مسلم به خانه بود __ بلی __ کردی اش صدا __ بلی کردمش صدا __ آمد برون ز خانه __ آمد برون ز خانه ولی با هزار قهر __ پس آن زمان چه کرد __ ای امیر تیغ از میان کشید در آندم ایا امیر زد دامن قباش آن لحظه بر کمر چون اژدها بر لشگر ما گشت حمله ور آتش افکند در سپه ما ز خشک و تر به والله الیقین چون سیل سینه کرد سپه را به کوچه ها سر آمدی به پا و کله آمدی به سر __ محمد اشعث پس لشگر چه شد _ امیر لشگر چه لشگر الله اکبر از شجاعت لشگر لشگر به پیش جمله گریزان چو گوسفند  آن شیر دل گرفته تیغ پشت سر حیدر صفت دونیم دونیم و قلم قلم تا که کشت دو هزار و دو صد نفر از ضرب و صولت تیغش لشگر به خانه رفته و بر بستند در امیر به جقه یزید ابن معاویه قسم سوراخ موشی خودم ار یافتم  می دادم از براش دو صد بدره سیم و زر  اما زین ها گذشته دیدم از او یک عجایبی __ چه بود محمد اشعث بده تو خبر ___  یکی از لشگریان ما ضربتی به صورت مسلم زد و گریخت ناگه رسید در پس یک در که بسته بود _مسلم به وی رسید __آری مسلم به وی رسید __ پس آن زمان چه کرد __ گرفتی ورا به کمر نزدی بر زمین نه والله گرداند دور سر فکندش به بام قصر لشگر همه گفتند ز پیر و مرد احسنت احسنت آفرین بر تو ای شیر مرد ___ ای خاک بر سر کوفی و همت کوفی  ای خاک بر سر کوفی و غیرت کوفی   که ای پر دلان این چه بی همتی است  شما را ز کردار خود شرم نیست  ندارید شرم از پر و بال خویش  ازین قد و ازین وصف کوپال خویش  گر از بیم یک مرد چندین دلیر  گریزید چون فوج روبه ز شیر  همین یکدم امروز سختی بکشید  وزین رنج امروز فارغ شوید  محمد اشعث پس چاره چیست ___  کنم چه عرض __ ایندم بیا برو ___ ببخشید امیر اندر کجا ___ در حربگاه __ امیر می ترسم __ ظالم مترس __ ظالم می ترسم __ خلعت می دهم ترا ___خلعت چکار آیدم ز بعد مردنم __ پس بگو به لشگر ___ گویم چه __ تا کنند چاه ___ از بهر چه __ شاید به چاه افکنیدش همچو شیر نر ___ احسنت عقل و دولت قرین یکدیگرند  هر که را عقل نیست دولت نیست  ایا گروه به حکم امیر با فرهنگ  برای کندن چه آورید بیل و کلنگ ___ لشگر گوش کنید  عده ای از یمین هجوم آرید  عده ای از یسار فرار کنید  جنگ مغلوبه را به کار آرید   مسلم آمد همه فرار کنید  بر سر مسلم ایا گروه پلید   همه یکبارگی هجوم آرید ___  مردم مردم مردم  ایهاالقوم جفاگستر و پست فطرت و پر حیله و پر مکر   چو روبه نهادید سپه را به عزیمت ز چه جویید غنیمت  که منم یک نفر و این همه لشگر که برون از عدد و وصف و شمار است   نه سیصد نه هزار است  گریزان ز چه گشتید ز رزم من پژمرده  که از ضرب سنان و علم و تیغ و دگر تیغ  نه مجروح شده جسم من ای بی خردان  جای درستی نبود بر تن من لانه زنبور بود   کفرالقوم بدانید که واضح شده دیگ غضبم آمده در جوش ز بس خون ز تنم آمده بیرون  چاره به جز جنگ ندارم  یاد کنم حیدر کرار علی را  مردم  بیایید ای سپه مرتد غدار   کنون در وصف پیکار  ببینم که نومید گردد که امیدوار  اگر خسته جانی بگو یا حسین   اگر ناتوانی بلندتر بگو یاحسین ___  مردم مردم شماها اگر همگی مومن و مسلمانید  مرا از تابش لب تشنگی مسوزانید  بده تو جام دگر مادر از طریق وفا   عوض به حشر بگیری  ز حضرت زهرا  ___ آوخ آوخ  شکست دندانم   آب خوردن دگر نبتوانم __ دندان طمع بود که قطع کرد قضا   لا حول ولا قوة الا بالله ___شکرالله که مطلبم  دلخواه گشته  سرنگون مسلم به قعر چاه شد ___ شما ای کوفیان انصاف و دارید  مردم دمی از چاه بیرونم بیارید ___