ای فضه توان و تابم آور  اسباب عزای بابم آور   غمخانه من سیه چو شب کن   زنهای حجاز را خبر کن(فضه) یا رب بنگر به حال فضه   خون شد دل داغدار فضه   ای اهل عزا دم غم آمد  هنگام غم دمادم آمد (فضه) ای بانوی بانوان جنت  آوردم اثاث بزم محنت  (زهرا) ای شه غمخور امت  پدر من به کجایی   شافع روز قیامت پدر من به کجایی  ___ گر بیایی دهمت جان   گر نیایی کشدم غم   باید از هجر تو مردن   چه بیایی چو نیایی  ___ بابا بازآ و بنه عمامه پدر جان به سر خود   بر سر دوش مبارک تو بیافکن ردایی ___ بازآی و پدر سجاده ببر جانب مسجد   ذکر تسبیح و بفرما و به کف گیر و عصایی  ___(کوفی) مردم اهل مدینه ز اصغر و کبار تمام   کرده فرزند پیمبر روز ما را همچو شام   خدمت شیر خدا باید روان گردیم زود   این حکایت را به او باید عنوان نمود (کوفی) یا امیر المومنین آقا از گریه زهرا امان   کرده افغان مدامش روز ما را همچو شام   آقا منع کن از گریه روز و شبان   یا به شب می شو شکیبا با به روز گیر آرام   (امام علی) ایا گروهی که دارید شیون و غوغا   آخر به گوش کس نرسیده ناله زهرا   ولی دمی که به دل ناله و افغان دارد   به دلم این طلب عفو شیعیان دارد   (کوفی)بلی چنین بود شیر بیشه هیجا   به گوش کس نرسیده ناله زهرا   آقا ولی دمی که کند گریه از غم پدر زاری    کند سرشک به رخسار همچو گل جاری    آقا زمین به لرزه درآید همچو مرغ قبله نما    معین است بر ما گریه میکند زهرا (امام علی) ز آتش این حرف سوختی جگرم    ز تیر حرف تو گردید چون کمان کمرم    آخر چگونه فاطمه  از گریه دست بردارد    عزای مادرش هم ماتم پدر دارد (امام علی)   خدا به دختر پیغمبر این سخن تکرار   چگونه عرض نمایم من حزین فکار (زهرا)  خدا دگر ز چه رو ناله علی برپاست   چرا زمسجد علی ام سینجلی بر خاست    چرا به ماه شفق بو تراب می ریزد   ستاره بر ورق آفتاب می ریزد   که یا علی ز چه رو غرق بحر افکاری    ستاده ای متحیر و اشک از دیده می باری (زهرا)  آفتاب رخم ای فاطمه مهتابی تو    به خد.ا آه و فریاد من از گریه های بی تابی تو    یک جهان مرد و زن از گریه های تو گریان هستند    رحمی این امت بیچاره مسلمان هستند (زهرا) یا علی از چه میکنی منع من افسرده    آخر من عزادارم و بابای عزیزم مرده    گریه از بهر من زار مگر ننگ شده   بهرمن یک نفر این شهر مگر تنگ شده    یا علی خوار شدم به خدا بی پدری بد دردیست    زار و خون جگر شدم به خدا خون جگری بد دردیست (امام علی) ز درد بی پدری تا به کی در افغانی ولی به گریه تو امتان فغان دارند    به ناله خواهش صبر از تو شیعیان دارند (زهرا) یا علی دخیلم زین ستم کشیده   مردمان چه خواهند زین علم کشیده ___ آقا جان من پدر ندارم  تاج سر ندارم   این دل فکارم   از جهان رمیده  ___  از زبان من گو بر گروه امت    فاطمه ز دنیا دست و دل بریده  ___  علی جان دلم گرفته به یاد بابا   ببین شکسته وبال زهرا    بگو به امت که من یتیمم   ز هجر مادر به غم نصیبم   دو روز دیگر ز غم رهیدم    علی علی جان   علی علی جان  ___ غم دو عالم' به دوشم افتاد   ( دیدی در مقابل دیدگانت سیلی به صورتم زدند )  چنان به سیلی خروشم افتاد   که گوشواره ز گوشم افتاد   علی علی جان  علی علی جان ___ حسن فدایت عزیز جانم   بگیر حسین جان  تو بازوانم   به قبر بابم فغان نمایم   علی علی جان   علی علی جان(حسنین) بیا رویم و سر تربت رسول الله   بکش ز سینه پر درد خود تو ناله و آه  (حسنین) ایا رسول خدا جد امجد حسنین  در آی ز قبر و نظر کن به حالت حسنین  ___ بابا یا رسول الله سلام  دختر پهلو شکسته ات آمده بابا   سلام ای شه ایجاد یا رسول الله   ز امتان تو فریاد  یا رسول الله   پدر گروه ظلالت به من  جفا کردند   بابا به منبرت نشستند و حکمها کردند (زهرا) بابا جان دل شکسته پدر آمدم به خدمت تو  که تا شکوه نمایم ز دست امت تو  (زهرا) در فصل گل خزان شده گلزام ای پدر   مانند عندلیب و در آزارم ای پدر (زهرا)  بابا جان از ضرب لنگه در بشکستند پهلویم ای پدر    خون می رود ز دیده  به رخسارم ای پدر  (زهرا) سیلی بن عفال لگدهای بن خطا   از طفل خود  نموده سبکبارم ای پدر  ___  بابا در مقابل دیده گانم  علی را از خانه بیرون بردند   مرا میانه در و دیوار قرار دادند   من  را ببر که فارغ از این ماجرا شوم   دیگر نمانده است به تن تابم ای پدر   علی جان از چیست بلال اذان نگوید   تسکین دل از اذان نجوید  برگو به بلال بار دیگر   گوید اذان به حال مضطر  (امام علی) فاطمه جان بعد از پدرت بلال غم کش   باشد به میان آب و آتش    بلال خاتون تو یک پیام داده  در بستر ناخوشی فتاده   اول گفتا تنت سلامت   دوم به اذان نما اقامت    بر خواهش بانوی قیامت   بر بانگ اذان نما اقامت