نوجوان من با کمال من   داده ای زینت قد و بالا را  __  عزیز دل مادر  میروی میدان ای گل خندان  میکنی مجنون ام الیلا را  __  من به قربان طاق ابرویت  مشک می ریزد تار گیسویت  نامزد مانده دختر عمویت  یوسفم رحمی کن ذلیخا را _____ ( ابن سعد ) سران سپه قاضیان نبرد  حسین گشته تنها و بی یار و فرد   روم من به پیش شه بحر و بر   مبارز بخواهم از آن نامور _____ خسرو ملک عرب سپاه ندارد  بی کس و یار است  دادخواه ندارد  چنگ و دف و نی مقندیان بنوازید  گشته حسین دستگیر و یار ندارد ____ ابی عبدالله  تو همان شهی که به شأن تو شده نازل آیه هل اتا  به رخ تو باد سلام من که تویی شفیع به روز جزا  زهی به مقام ولایتت به توکشف لمن کشف لا قطا  به مکان عزت و رحمتت فعل مکانک من علا  جبروتیان ملکوتیان شده اند مبدع و مخبره  و تعز تزل به هدایتت ز فقیر و غنی و لمن یشا  تو مجسمی به جمال دین  شرار شقاوت من ببین  که زنم قدم به جدال کین  شکنم ترازه عرش برین   بود اینمثل به جهان نکو  به قرار حوصله لقمه جو  نرود به یقین ز گلو فرو  که شود زیاده ز اشتها  به جواب من اگر عاجزی  بفرست به جدال کین یک مبارزی  به حکم یزید دون کنم  سر او ز تیغ کین جدا  ____ ابی عبدالله  ای خود سبب خلعتی از خلق در رنج  بگشوده یزید ابن معاویه در گنج  ای پادشهم بر در تو کم بنده مساکین  کبک دری از عدل تو هم خانه نشانی  از عدل تو شد عرش برین زینت و آئین  شمس و قمر و مشتری و زهره و پروین  گرد آمده بر شأن مقامات تو هر دم  ای شاه شهنشاه بلند رفعت و ملک خدم  حسین آقا جبرییل امین گشته ترا خادم و دربان  شمشیر تو بر دین نبی گشته نگهبان  تورات و انجیل و زبور و صحف و قرآن  عاجز شده از بانگ آیات تو هردم  بر کنده باد دیده بد بین به روزگار   هل من مبارز ای پسر شیر کردگار _____  ( امام حسین ) بسم الله الرحمن الرحیم  ای که به ذات تو عدل راه ندارد  محرم بزم تو جایگاه ندارد  گوشه عشق تومنزلم شده یارب  خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد  آه همه یاوران من شده کشته  عترت اطهار داد خواه ندارد  ____ (حضرت  زینب) خدا زینب غمدیده دادخواه ندارد  حسین جانم  رو به که آرد به جز تو ماه ندارد  من به فدای غریبی تو برادر  زینب تو غیر تو پناه ندارد  آه به دنیا چه پای غم بنهادم    دیده من غیر اشک و آه ندارد ____( امام ) بنال ای زینب از داغ برادر  حسین را گشته گویا روز آخر  شده وقتی سیه بر سر نمایی  یتیمان مرا باشی تو مادر  _____ (زینب) مفرما این سخنها ای برادر  چه سان تاب آورم الله اکبر   خوشان روزی که بودم در مدینه   به همراهم بودی عباس و اکبر _____  ( ابن سعد و شمر ) حسین ای ساقی صحرای کوثر   حسین ای آبروی خلق محشر   خوشان روزی که در میدان بتازی   برآری نعره الله اکبر   خوشان روزی که از داغ جوانان   زنی دست علم بر سینه و سر   خوشان روزی که اکبر کشته گردد    سرشک از دیده باری همچو گوهر     قدم بگذار در میدان مردی     نمانده بر تو دیگر یار و برادر    هل من مبارز ای خلف شیر کردگار   برخیز و قدم بگذار در میدان کارزار _____ (امام) چه بی شرمند و  این قوم ستمگر  بر اولاد علی الله و اکبر   برو خواهر ز راه مهربانی   سلاح رزم و از بهرم بیاری _____ (زینب) مسلمانان حسین یاور ندارد  شه کرببلا لشگر ندارد  به قربان غریبی ات برادر   سلاح رزم را بستان ز خواهر ____ بیایید ای کبوتر بچه گانم  شما را سیر و بینم بار دیگر  ____(زینب) برادر مرو جانب اشقیا  که ما بی کسیم   ای شه کربلا  ____ (امام) زینبم مکن گریه دیگر ایا زینبم   کس بی کسانند و یار شما _____ (زینب) بگیرید و ای کودکان دامنش   حسین می رود از بر خواهرش _____ (امام) بیا زینب عزیزانم نگهدار  ببر در خیمه ای زار افکار  ____ (زینب) حسین رفت  و از دست ما یاوران    بنالید و ای نوجوان مردگان